محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1714

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه شما را اسد ناميده‌اند كه كار شيران كنيد ، حمله كنيد و پس نرويد پيش رويد و رو نگردانيد . آفرين بر ربيعه چه هنرها خواهند نمود و بكجا رو خواهند كرد ! مگر كس به جاى آنها تواند رسيد . جاهاى خود را رها كنيد خدايتان كمك كند به نام خداى به پارسيان حمله بريد . » مغرور بن سويد و شفيق گويند : « بنى اسديان حمله آغاز كردند و پيوسته ضربت زدند تا فيل را از مردم بجيله بداشتيم كه پس رفت و طليحه با يكى از بزرگان پارسى رو به رو شد و با وى بجنگيد و امانش نداد و خونش بريخت . » زياد گويد : اشعث بن قيس سخن كرد و گفت : « اى گروه كنده آفرين بر بنى اسد كه چه هنرنمايىها مىكنند و چه شتابان پيش مىروند ! هر جمعى به كمك مجاوران خود شتافتند و شما انتظار داريد كه كسى بار جنگ از شما بردارد ! حقا كه همانند قوم خويش ، عربان نيستيد ، آنها كشته ميشوند و پيكار مىكنند و شما بىحركت بر اسبان منتظر نشسته‌ايد . » گويد : ده كس از ايشان سوى او دويدند و گفتند : « ما از همه مردم جنگ آورتريم ، چگونه مىگويى كه قوم خويش عربان را يارى نكرده‌ايم و همانند آنها نبوده‌ايم اينك ما با توايم . » آنگاه اشعث حمله برد و آنها نيز حمله بردند و پارسيان مقابل خويش را عقب راندند . و چون پارسيان عقبنشينى فيل را در مقابل گروه بنى اسد بديدند آنها را تيرباران كردند و به سالارى ذو الحاجب و جالنوس حمله به مسلمانان آغاز كردند . اما مسلمانان در انتظار تكبير چهارم سعد بودند و عمدهء نيروى پارسيان بهمراه فيل بر ضد بنى اسد به كار افتاد . وقتى سعد تكبير چهارم بگفت و مسلمانان حمله آغاز كردند آسياى جنگ بر بنى اسد مىگشت و فيلان در ميمنه و ميسره به اسبان حمله برد و آن را عقب راند ، سواران از پيادگان مىخواستند كه پيلان را برانند و سعد كس پيش عاصم بن